یکشنبه, 30 شهریور 1393

آخرین بروز رسانی: 07:37:59 AM GMT

صفحه‌ی کنونی: سینما سینمای ایران ۲ تیترهای رسانه‌ها مسئولان سینمای ما نقدپذیر شده‌اند; تقدير شمقدري از يادداشت اخير داودنژاد درباره‌ي اين روزهاي سينما + متن یادداشت داودنژاد

مسئولان سینمای ما نقدپذیر شده‌اند; تقدير شمقدري از يادداشت اخير داودنژاد درباره‌ي اين روزهاي سينما + متن یادداشت داودنژاد

فرستادن به ایمیل چاپ
+ 7
+ 10

جواد شمقدری ـ رئيس سازمان سينمايي ـ طی نامه‌ای به عليرضا داوودنژاد از تحليل واقع بينانه او و دعوت همگان به دقت نظر بيشتر در ماهيت و چيستي بسياري از مسائل ومعضلات ديروز و امروز سينماي ايران تقدير كرد.

هفته‌ي گذشته ـ 22 خرداد ماه ـ عليرضا داودنژاد در نوشتاري كه در اختيار ايسنا گذاشته بود از دغدغه‌هاي براي اين روزهاي سينماي ايران نوشته بود.

به گزارش کافه سینما به نقل از ایسنا، جواد شمقدري يك هفته پس از انتشار اين نامه در متني خطاب به عليرضا داودنژاد نوشته است: « در شرايطي كه موجي از اظهار نظرهاي برخاسته از اغراض غير فرهنگي عليه سينماي ايران،فضاي رسانه‌اي اين روزهاي كشور را آلوده ساخته است و متأسفانه با غلبه حواشي بر متن،درنگي براي درك و فهم ديدگاههاي علمي و خردورزانه به چشم نمي‌خورد،بي شك تحليل واقع بينانه شما ارزش مضاعفي مي‌يابد.

فارغ از آنكه با بخش‌هايي از يادداشت سرگشاده شما موافق باشيم يا نباشيم ،تأمل و تدقيق در آن ،دريچه‌هاي تازه‌اي را بر روي كلاف پيچيده هنر –صنعت سينماي ايران مي‌گشايد و ضرورت واكاوي در پاره‌اي از امور و اتخاذ تدابير تازه را گوشزد مي‌نمايد.

ضمن تقدير از اقدام شايسته شما ودعوت همگان به دقت نظر بيشتر در ماهيت و چيستي بسياري از مسائل ومعضلات ديروز و امروز سينماي ايران، برايتان از خداوند بزرگ توفيق بيشتر آرزومندم و اميد كه با عافيت كامل فرزند برومندتان شادي و گرمي دوباره‌اي به كانون پر مهرتان بازگردد.»


به گزارش کافه سینما متن کامل یادداشت داوودنژاد را در ادامه می خوانید:

ابتدا سرفصل های برگزیده کافه سینما از این یادداشت:

الف -ايجاد فضاى قانونمند كسب و كار شامل:

١-نظارت برگيشه‌هاى فروش بليط

٢- جلوگيرى از نمايش‌هاى غيرقانونى

٣-احياء"رايت"هاي "حقوق نمايش"

٤- مبارزه باسرقت وتكثيرغيرقانونى ويدئوى خانگى

٥-بازسازى بازار شبكه‌هاى تلويزيونى

ب-تعيين منبع اصلى سرمايه

1-سرمايه با ماهيت دولتى

2- سرمايه جشنواره‌اى

٣-سرمايه مردمى

ج-سامان بخشى به جريان ومناسبات توليد فيلم بدون تبعيت چرخه سرمايه‌گذارى،توليد،توزيع ونمايش ازالگوئى تعريف شده و چشم اندازى معين كه درآن اجزاء تعريف ومناسبات آنها تعين شده باشد همه چيز به دست روزمره‌گى سپرده مي‌شود و برنامه‌ريزى وتصميم گيرى به جاى هماهنگى با اصول و قواعد و مقررات و قوانين به تابعى از تنازعات سياسى ومصلحت‌هاى جناحى وباندى بدل ميشود واصلى ترين كارها برزمين مي‌ماند.

د- تعيين جايگاه نظام توزيع فيلم درشرايط ويژه سينماى ايران

هِ-بازسازى نظام نمايش فيلم هاى سينمائى

و-تنظيم مناسبات با نهادهاى اثرگذار برسينما

ز- وحدت و پرهيز از مناقشات و دار و دسته بازيهاى سياسى

متن کامل یادداشت مفصل داوودنژاد

شايد از جمله واقعى‌ترين و اصلى‌ترين مشكلات سينماى ايران را كه بدون حلّ انها جريان سرمايه‌گذارى،توليد،توزيع ونمايش فيلم از ناامنى و انحصارطلبى وقانون‌شكنى رهائى نمى‌يابد و امنيت شغلى و حرفه‌اى براى اكثريت كارآفرينان و كارگزاران آن تامين نمي‌شود، بتوان درفهرستى كه درپى مى‌آيد برشمرد. اگر قرار است توليد ملّى فيلم در مملكت ما به سامان برسد و كار و سرمايه ايرانى درسينما از حمايتى جدى وغيرتشريفاتى برخوردارشود، حلّ اين معضلات چاره‌هائى اجتناب ناپذيراست:

الف -ايجاد فضاى قانونمند كسب و كار شامل: ١-نظارت برگيشه‌هاى فروش بليط

اطمينان از دستيابى به آمارى كه بطور واقعى نشان دهنده تعداد تماشاگرانى باشد كه براى ديدن هر فيلم ايرانى به سالن‌هاى سينما مراجعه مى‌كنند و از گيشه بليط مى‌خرند آرزوئى‌ست كه طى دهه‌ها به آرزوئى محال تبديل شده وهيچ تهيه كننده و صاحب فيلمى را نمى‌توان يافت كه با اطمينان به صورت حساب‌هايش نگاه كند و آنرا نشان دهنده تعداد واقعى مخاطبانى كه به تماشاى فيلم او نشسته‌اند بداند.

و چگونه ممكن است صاحبان فيلم از دسترسى به آمار واقعى فروش فيلم‌هايشان اميد بريده باشند وآنگاه بتوان از امنيت شغلى و رونق دركسب و كار و جذب سرمايه‌هاى مردمى به سينماى كشور سخن گفت؟

در شرايطى كه ابزار نظارت و كنترل آنچنان پيشرفت كرده است كه تصويرهر خودروى خلاف كارى را با پلاك و نمره به درخانه مردمان مى‌فرستند وهربقالى و فروشگاه وكارگاه وكارخانه‌اى قادر به كنترل انبار و اموال، صندوق و فضاى كسب و كار خود هست، چرا گيشه‌هاى فروش بليط و سالن‌هاى نمايش سينماى ايران همچنان ازهرگونه كنترل ونظارتى به دوراست و هيچ صاحب فيلمى قادر به دستيابى به آمار فروش واقعى فيلم خود نيست؟

٢- جلوگيرى از نمايش‌هاى غيرقانونى

كدام تهيه‌كننده‌اى مى‌تواند ادعا كند كه ازآنچه بر سركپى‌هاى سرگردان فيلم او در سراسركشورمي‌آيد باخبر است و در طى روزها، هفته‌ها، ماه‌ها مى‌تواند اطمينان داشته باشد كه كدام كپى فيلم او در كدام نقطه از ايران و در كدام سالن يا باشگاه خصوصى يا دولتى به نمايش درميايد وبا چه ميزانى ازاستقبال مواجه است؟ آيا در دنياى امروز كه رد پرواز پرندگان را در آسمان و حركت ماهيان را دراعماق درياها ميتوان كنترل كرد،امكان تاسيس يك نظام اطلاع رسانى به روز كه صاحبان فيلم‌ها و توزيع‌كنندگان را ازسرنوشت كپى‌هاى فيلم خود باخبر كند وآنها را از سالن‌هاى نمايش دهنده و تعداد تماشاگران حاضر در آنها با خبر نگاه دارد وجود ندارد؟

٣-احياء"رايت"هاي "حقوق نمايش"

چرا سينماى ايران نبايد بتواند همچون پديده‌اى در يك جامعه متمدن از شبكه اتوبوسرانى بين شهرى،كشتيرانى،هتل‌ها،بيمارستان‌ها،پايانه‌هاى مسافرى، خطوط هوائى ونهادها و سازمان‌هائى كه با خريد يك نسخه ويدئوى نمايش خانگى به بهره‌بردارى اقتصادى يا فرهنگى از فيلم‌هاى ايرانى مى‌پردازند توقع داشته باشد كه با خريد قانونى حقوق نمايشى هرفيلم كسب و كارخود را آلوده به فعاليت‌ها و درآمدهاى نامشروع نكنند و از تضييع حقوق اهل سينما نيز بپرهيزند؟ آيا بى‌اعتنائى علنى نهادهاى رسمى به رعايت موازين قانونى ازموجبات ترويج فساد در مناسبات ادارى واجتماعى نيست؟ آيا تا به حال هيچگونه دستورالعمل،بخشنامه و يا اخطارى جدى ازسوى نهادهاى حقوقى وقضائى براى منع اينگونه دستبرد به كالاهاى فرهنگى موجود در جامعه صادر شده است؟

٤- مبارزه باسرقت وتكثيرغيرقانونى ويدئوى خانگى

يكى ازعمده‌ترين منابع درآمد سينماى ايران بازار فروش ويدئوى خانگى است. نگاهى به متوسط دائماً روبه كاهش آمار فروش ويدئوى فيلم‌هاى ايرانى كه با وجود ده‌ها ميليون مخاطب درسراسركشور به سختى از دويست سيصدهزارنسخه مي‌گذرد وهيچ امكانى نيز براى راستى آزمائى اين ارقام وجودندارد- بيانگرفاجعه‌اي نيست كه بازارنمايش فيلم ايرانى رابه استانه ورشكستگى كشانده و درآمدهاى ميلياردى را نصيب شبكه قاچاق و بازارسياه سرقت فيلم‌هاى ايرانى مي‌نمايد.

اين وضعيت چگونه قابل توجيه است كه توليدكننده فيلم ايرانى در پستوها ومغازه‌ها و پياده‌روهاى شهرها شاهد سرقت دارائى‌هاى خود وفروش آنها دربسته‌بندى‌هاى گوناگون به مشتريان ورهگذران باشد وهيچ كارى ازدست اوبرنيايد وهيچ ملجاء وپناه گره‌گشائى نيز براى اعاده حقوق او وجود نداشته باشد!

امروزه ديگرهمه مي‌دانند كه ريزش بى‌امان مخاطبان و از دست رفتن هر روزه مشتريان مخصوصاً درشهرستان‌ها عمدتاً مربوط به فعاليت امن و امان همين سارقان وقاچاقچيانى است كه باخيال آسوده به رونق بخشى بازار سياه مشغولند و هر روزه گوردسته جمعى بازار قانونى محصولات فرهنگى را عميق‌تر و وسيع‌تر حفرمي‌كنند. آيا نبايد پرسيد كه با اين همه شكايات و اعتراضات و حتى فتاواى رسمى مراجع شرعى در مخالفت با اينگونه فعاليت‌هاى غيرمجاز چرا هنوز هيچگونه مبارزه جدى و مستمرى عليه اين غارتگرى‌ها صورت نمى‌گيرد؟

٥-بازسازى بازار شبكه‌هاى تلويزيونى

يكى ازمهمترين بازارهائى كه استمرار حيات توليد فيلم‌هاى سينمائى را تضمين مي‌كند، خريد حقوق نمايش آنها توسط شبكه‌هاى تلويزيونى است.

چرا شبكه‌هاى تلويزيونى داخل كشورما -كه انحصاراً هم در اختيار دولت است- در حاليكه انباشته از فيلم‌ها ومحصولات وارداتي‌ست از خريد حقوق نمايش فيلم‌هاى توليد داخل خوددارى مي‌كنند؟

چرا در شرايطى كه شبكه‌هاى ماهواره‌اى به تاراج مخاطبان ما مشغول هستند و براى مرد و زن، كودك و پير و جوانِ فارسى زبان برنامه مى‌سازند و فيلم و سريال پخش مى‌كنند و فيلم‌هاى توليد شده در داخل كشور را بدون هرگونه قرارداد و حساب و كتاب قانونى پخش مي‌كنند و فارسى‌زبانان ايران و سراسردنيا را پاى كانال‌هاى خود مي‌نشانند، چراشبكه‌هاى تلويزيونى داخل كشور هيچگونه اعتنائى به توليدات ملى ندارند و از خريد و پخش فيلم‌هائى كه با مجوزهاى قانونى كشور ساخته مي‌شوند و به نمايش درمي‌آيند خوددارى مي‌كنند؟

اين كدام نگرش و روش‌ و منش و توجيه است كه از سوئى در كار زمين‌زدن بازار فرهنگى داخل كشوراست و از سوى ديگر با ريختن آب به آسياب ماهواره‌هاى خارجى به كسب و كار و تاراج هرچه بيشتر مخاطبان فارسى زبان رونق مى‌بخشد؟

آيا در زمانه‌اى كه تنازعات جهانى از رو در روئى‌هاى نظامى به مقابله‌هاى رسانه‌اى منتقل مي‌شود و تهديد به ويرانى و مرگ وغل زنجير وداغ و درفش جاى خود را به اثر گذارى برچشم و گوش وهوش ودل مردمان مى‌دهد و حوزه عمل قدرت از بازدارندگى‌هاى مبتنى برموشك و بمب به تصميم‌سازى‌ها و افسون‌گرى‌هاى رسانه‌اى بدل مي‌شود، تضعيف نظام هنرى و رسانه‌اى داخل كشور جز ضربه زدن به مصالح و منافع ملى معنا و نتيجه ديگرى هم دارد؟

آيا اختصاص بودجه‌اى به شبكه‌هاى تلويزيونى كه آنها را موظف به خريد حقوق نمايش همه فيلم‌هاى داراى پروانه نمايش نمايد امرى نادرست و ناممكن است؟

آيا تاسيس يك نظام حقوقى وقضائى كه درسطح دنيا از سرقت فيلم‌هاى ايرانى و نمايش غيرقانونى آن درشبكه‌هاى ماهواره‌اى خارج از كشور جلوگيرى كند امرى نشدنى ودست نيافتنى است؟

ب-تعيين منبع اصلى سرمايه

اگر در ترسيم چشم انداز نظام هنرى و رسانه‌اى كشور اين وظيفه تعريف شده ومورد تاكيد قراربگيرد كه سينما بايد به جد درصدد بازپس‌گيرى بازارهاى ازدست رفته برايد و ده‌ها ميليون مخاطب تاراج شده درايران ومناطق فارسى زبان رابه دامان توليد داخلى بازگرداند، درآنصورت پيش ازهرگونه طراحى،سياستگذارى واقدام بايد اصلى‌ترين منبع درآمد سينماى كشور را تعريف و معين كرد تا گرايش غالب در همه فعاليت‌هاى عملى و نظرى سينما جهت و مسيراصلى حركت خود را باز يابند وذهنيت و زاويه ديد مشتركى براى مشاركت و همكارى صنوف با يكديگر و جامعه اصناف سينمائى با مسولين دولتى فراهم شود.

منابع موجود درسرمايه گذارى براى توليد فيلم ايرانى معمولاً در سه حوزه عمل مى‌كند ١-سرمايه با ماهيت دولتى ٢آ سرمايه جشنواره‌اى ٣-سرمايه مردمى

سرمايه دولتى:

منظور از سرمايه دولتى همه‌گونه سرمايه‌هائي‌ست كه از ناحيه افراد و اشخاص حقيقى و حقوقىِ ماموريت يافته ازسوى نهادها وسازمان‌هاى حكومتى ودولتى وارد عرصه توليد فيلم مي‌شوند. اينگونه سرمايه‌ها صرف‌نظر از مجارى عرضه و معيارهاى اختصاص آن جز موارد نادرغالباً به فيلم‌هائى تبديل مي‌شوند كه سرشار از تصنع واغراق وبريده از واقعيت‌هاى جارى جامعه،هيچگونه احساس مسوليتى به اصول حرفه‌اى وسرشت، سرگذشت و سرنوشت نيروهاى مولد و آخر وعاقبت سينماى كشور ندارند و در اكثر موارد جز اتلاف سرمايه،نيروواشغال بيهوده اندك ظرفيت‌هاى موجود نمايشى حاصلى به بارنمي‌آورند و با استقبال درخورمخاطبان نيز مواجه نمي‌شوند.اينگونه سرمايه‌گذاري‌ها معمولاً از هنگام صدورپروانه نمايش تا تبليغات واكران ازهمه گونه حمايت واعمال نفوذ برخوردارند و با هزينه‌هاى غيرمعمول ، دستمزدهاى نامتعارف و بهره‌بردارى‌هاى مالى كلان فضاى اصولى وحرفه‌اى كار و سرمايه‌گذارى در سينما را بهم مى‌ريزند و با به جا گذاردن بدعت‌هاى ويرانگرهمه مناسبات سرمايه‌گذارى وتوليد وتوزيع ونمايش را گرفتار اختلال و تاثيرات سوء مي‌كنند.

سرمايه جشنواره‌اى: درمورد سرمايه‌گذارى‌هاى جشنواره‌اى نيزصرف نظراز تنوع انگيزه‌ها وشيوه‌هاى اختصاص سرمايه براى اينگونه آثار،ساختار زيبائى‌شناختى ومضامين و شيوه‌هاى روايت دراين فيلم‌ها اغلب تحت تاثير پيچيدگى‌هاى مميزى‌هاى داخلى وخارجى به صورتى شكل مي‌گيرد كه اگربتواند از طيف وسيع مقاومت‌ها در داخل كشورعبوركند،اغلب با استقبال وسيع مخاطبان سراسرى مواجه نمي‌شود و آن دسته از فيلم‌هائى نيز كه واجد چنين خصوصيتى باشند معمولا از امكان رسيدن به اكران عمومى برخوردار نمي‌شوند. اگرچه اينگونه آثار درشكستن كليشه‌هاى مسلط بر ذهنيت‌هاى متصلب و تكرارى سينماى صنعتى تاثيراتى الهام بخش دارند و براى ورود سينماى ايران به بازارهاى جهانى تبليغاتى زمينه‌سازمي‌كنند ولى نهايتاً نبايد از سفارش دهندگان جشنواره‌اى و رقيبان و حريفان بين‌المللى توقع داشت كه در سياستگذاريهاى خود منافع سينماى ملى ما را درصدر الويت‌هاى خود قرار بدهند؛ البته نبايد اين نكته را از نظر دورداشت كه با كاسته شدن ازسنگينى سايه سانسور و راه‌يابى هرچه بيشتر زندگى ايرانى به سينماى ايرانى،فيلم‌هاى ايرانى نيز به زندگى مردم ايران راه پيدامي‌كنند و به خودى خود راه موفقيت فيلم‌هاى ما با عبور از بازارهاى داخلى به بازارها وجشنواره‌هاى جهانى نيزبازمي‌شود وجلب سرمايه‌هاى خارجى ميتواند به يكى ازمنابع مالى سينماى ايران تبديل شود؛چنانكه در آن شرايط سرمايه‌هاى دولتى نيز در وضعيتى فعال مي‌شوند كه مي‌تواند به توليد آثارى برخوردار از ارزش‌هاى زيبائى شناختى منجر شود و از استقبال مردمى هم برخوردارباشد؛ولى دربهترين احوال حتى نمي‌توان سرمايه‌گذارى‌هاى دولتى و جشنواره‌هاى را به عنوان گرايش غالب درتامين منبع اصلى سرمايه گذارى براى سينماى ملى تلقى كرد.

سرمايه مردمى: اگر آنچنان كه امام (ره) ازهنر مي‌گفت و وظيفه آن را پرداختن به نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعى و سياسى واقتصادى ونظامى تعريف مي‌كرد، تلقى غالب و رسمى از سينما نيز به همين سو حركت كند و انعكاس واقعيات جارى و مبتلا به جامعه درهمه ابعاد مورد توجه مسؤلان،جامعه اصناف و آحاد كارافرينان و كارگزاران سينما قراربگيرد ونظام پژوهش واموزش وكارگاهى وهمچنين فضاى توليد و توزيع و نمايش حرفه‌اى سينما نيز به اين سمت حركت كند؛بديهى است كه استقبال سراسرى و وسيع مخاطبان پشتوانه سينما قرارخواهد گرفت وتدريجاً سرمايه‌هاى بى‌پايان و بى‌غرض ومرض مردمى به اصلى‌ترين منبع توليد فيلم بدل خواهدشد وسينماى بومى وملّى به معناى حقيقى آن پا خواهد گرفت و در ميان همه اقشار و طبقات مردم ريشه خواهد دواند و به اين ترتيب زمينه بازپس‌گيرى بازارهاى ازدست رفته فراهم خواهد آمد. اگرحقيقتاً از سلطه نظامات ارزشى ماهواره‌اى برفرهنگ عمومى نگران هستيم و از تاثيرات آن در نگرش‌هاى فردى و جمعى جامعه باخبريم و مي‌دانيم كه تحول در شيوه‌هاى زندگى و مناسبات انسانى و گرايش به انفعال و تقليد ومصرف‌زده‌گى ره‌آورد نهائى فضاى سمعى-بصرى حاكم شده بركشوراست؛چاره‌اى جزپذيرفتن واقعيت به قصد تغييرات نداريم وبايد باوركنيم كه فيلترينگ و پارازيت و جمع‌اورى آنتن‌ها چاره اصلى كارنيست و اين اقداماتِ سلبى اگر با چاره‌انديشى‌هاى ايجابى همراه نشود وبا بهاء دادن به دانائى سينمائى-كه نرم افزار و بنيان همه فعاليت‌هاى سمعى بصرى است-وبسيج همه نيروهاى ذوقى وتخصصى وخلاق به توليد فراگير كالاهاى فرهنگى نپردازيم راه به جائى نخواهيم برد و بارديگرسلطه نظامات رسانه‌اى خارجى ازطريق توسعه روزافزون بازارسياه وسرقت و تكثير و توزيع قاچاقِ فيلم‌ها و سريال‌ها و برنامه‌هاى ويدئوئى شهرها ومحله‌ها وخانه‌ها را همچنان تسخيرمي‌كند و همه رنج و مشقت وهزينه‌اى كه ملت براى استقلال كشورمتحمل شده ونهايتاً تاثيراصلى خود را بايد دراستقلال فرهنگى به دست بياورد دردرازمدت به باد خواهد رفت.

در شرايط كنونى وتا آنجا كه به سرمايه گذارى در سينما مربوط مي‌شود، چاره كار ضمن اصلاح جهت‌گيرى‌هاى اصولى وعمومى دراين است كه نظام مالى و بانكى و بيمه‌اى كشور در جهت تخصيص تسهيلات و وام‌هاى درازمدت و كم بهره به جريان توليد كالاهاى فرهنگى ازجمله فيلم وسينما پيشقدم شود واين وظيفه جامعه اصناف سينمايى كشوراست كه باب توجيه وتبيين اين گونه گره گشائى‌ها را بامسؤلان رده بالا باز كند وبا نظام مالى و بانكى كشور براى جلب امكانات وعقد معاهدات وقراردادهاى لازم به مذاكره بپردازد.

حركت به سوى جلب سرمايه‌هاى مردمى روندى است كه جز با استقلال بخشيدن به جريان فيلمسازى از سلايق كليشه‌اى و بخشنامه‌اى امكان پذيرنمي‌شود و اين مسيرى است كه ضمن تحول در مجموعه نظام مميزى بايد با حمايت نهادهاى مالى كشور آغاز شود و با تبديل شدن جريان توليد فيلم‌هاى مقلد و كپى‌بردار به سينمائى كه به مسائل مبتلا به و دغدغه‌هاى جارى مردم مي‌پردازد،فضاى غالب فيلمسازى كشور تغييركند و تدريجاً فيلم‌هائى كه با اتكاء به انحصار و زد وبند به بازتوليد كليشه‌هاى سياسى و مالى ميپردازند جاى خود را به توليد اثارى بدهند كه با اتكاء به سرمايه‌هاى مردمى وآموزهاى تازه زبانى و بيانى به سلائق انبوه تماشاگران پاسخ بدهند و ضمن اعتلاء سليقه انها با عبورموفق از بازارهاى داخلى راه خود به بازارهاى همسايه ومنطقه رابازكنند و بمثابه نمونه‌اى موفق از سينماى بومى وملى ملت‌هاى تازه رسته از قيد استبداد و وابستگى را هم به آزمون‌هاى تازه براى احياء سينماهاى منقرض شده ملى خود تشويق كنند. يادش بخيرسيف اله داد كه چنين چشم‌اندازى را با عنوان سينماى مصلحانه دنبال مي‌كرد و انعطاف ناپذيريش درمقابل گرايشات انحصارطلبانه وباندى و وفاداريش به خردجمعى ومشاركت‌هاى واقعى صنفى به ترك ميز معاونت سينمائى وكناره‌گيرى از مناصب دولتى انجاميد.

ج-سامان بخشى به جريان ومناسبات توليد فيلم بدون تبعيت چرخه سرمايه‌گذارى،توليد،توزيع ونمايش ازالگوئى تعريف شده و چشم اندازى معين كه درآن اجزاء تعريف ومناسبات آنها تعين شده باشد همه چيز به دست روزمره‌گى سپرده مي‌شود و برنامه‌ريزى وتصميم گيرى به جاى هماهنگى با اصول و قواعد و مقررات و قوانين به تابعى از تنازعات سياسى ومصلحت‌هاى جناحى وباندى بدل ميشود واصلى ترين كارها برزمين مي‌ماند.

مناسبات هريك ازعوامل توليد فيلم اعم از سرمايه گذار،تهيه كننده،مجرى طرح، كارگردان،فيلمبردار،بازيگران وسايرعواملِ توليد فيلم با يكديگرازكدام الگو،قراردادِ تيپ وموازين صنفى پذيرفته شده تبعيت مي‌كند؟معادله هزينه،دستمزد و سود در توليد فيلم باكدام متغيرها تنظيم مي‌شود؟ نظام رشد وتعين و تنظيم دستمزدها با اتكاء به كدام موازين ومعيارها صورت مي‌گيرد؟ قيمت تمام شده فيلم چگونه و بر چه اساس و در كجا تنظيم وكنترل مي‌شود؟ كدام نظام اطلاع رسانى ما را از عواقب تصميم گيرى‌هاى خود درانتخاب موضوع و تركيب گروه سازنده مطلع مي‌كند؟ نقش سلائق مسؤلين و مردم درتعيين كم وكيف توليدات چيست ومجارى ابلاغ واِعمال آنها چگونه است؟ ورود به عرصه توليد فيلم و دستكارى در نظام هزينه‌ها و دستمزدها ازچه موازينى پيروى مي‌كند؟ مرز اختيارات شخصى و موازين عمومى حاكم برمناسبات توليد چه محلى از توجه واعتنادارد؟ در توليد هرفيلم نحوه خدمات‌رسانى به عوامل اعم از شرايط ايمنى،امكانات رفاهى،ساعات كار،اياب ذهاب و پذيرائى چگونه است؟ بررسى تبعات ورود فن‌اوري‌هاى تازه وتحولات دائمى درجايگاه عوامل توليد و عواقب آنها درجا به جائى منزلت‌ها و افزايش بى‌كارى‌ها و پركارى‌ها دركجا رصد مي‌شود؟ افزايش و كاهش آمار ساليانه توليد فيلم وتنظيم آن با ظرفيت‌هاى نمايشى چگونه اتفاق مى‌افتد؟ پژوهش‌هاى مخاطب شناسانه وانتقال نتايج آن به توليد كنندگان وشناسائى طيف‌هاى استقبال كننده و روگردان شده از توليدات سينمائى چگونه انجام مي‌پذيرد؟ مميزى چه نقشى درتوليد فيلم دارد؟ تاثيرات مميزى برروند حركت توليد در كجا وچگونه صورت ميگيرد؟ اهداف،اصول راهنما و الويت‌هاى حاكم برمميزى كجا بررسى،تنظيم وتدوين مي‌شود؟ تاثيرات مميزى درجابه‌جائى وغلبه توليد و واردات فيلم-اعم از رسمى وغيررسمى-بريكديگر دركجا ارزيابى مي‌شود؟ احراز صلاحيت‌ها درتعيين نيروهائى كه درصدور پروانه‌هاى ساخت و نمايش فيلم‌ها نقش تعيين‌كننده دارند چگونه ودركجا صورت مي‌گيرد؟ رونداعتلاء و انحطاط حركت توليدات ملى به چه نحو و در كجا و توسط چه كسانى ارزيابى مي‌شود؟ نظارت‌ها ومراتب آن چگونه‌اند؟ بودجه‌ها چگونه هزينه مي‌شوند؟ پاسخگوئى چه جايگاهى دارد؟ پرسشگرى چگونه صورت مي‌گيرد؟ و بسيارى سؤالات و نكته‌هاى ديگر كه بدون تامل وجستجوى پاسخ وتبيين براى آنها تصورنظم نسق‌يابى جريان توليد فيلم واعتلاء ان درسينماى كشورمحال مي‌نمايد.

د- تعيين جايگاه نظام توزيع فيلم درشرايط ويژه سينماى ايران

اگر قراراست بومى سازى علوم،فنون وهنرها ازحد شعار و سياست‌ورزى بگذرد و در مرحله نظريه‌پردازى وسخنرانى وكتابت اسناد نماند و جنبه‌هاى تحققى و عملى پيدا كند،لازم است كه هريك ازاين موارد را در خاستگاه واقعى آنها ملاحظه كنيم و موجباتى راكه به شكل‌گيرى ساز و كارهاى كنونى آنها انجاميده شناسائى نمائيم و با نظر مقايسه‌اى به مقتضيات بومى و ضرورت‌هاى جارى ومبتلا به، هركدام را باز تعريف و از نو متناسب با شرايط بومى وملى خود طراحى وسامان بخشى كنيم.

موجوديت يافتن سينماى بومى وملى فقط درگرو توليد متون نمايشىِ متناسب با فرهنگ و الزامات تاريخى روزنيست،اگرچه چنين امرى نيزهرگز به سياستگذاريهاى گره‌گشا واقدامات عينى تبديل نشده است ولى غالباً چنين پنداشته ميشود ويا وانمود مي‌گردد كه اگر دست معجزه‌گر تقديراز آستين پژوهشگران و نويسندگانى نابغه بيرون بيايد كه در پاسخ به سفارش و سليقه مسؤلين به توليد پى درپى فيلمنامه‌هاى جذاب واثرگذار بپردازند مشكل حل خواهدشد،حال آنكه بدون طراحىِ نظام سرمايه‌گذارى و توليد و توزيع و نمايش بومى وقوع چنين امرى نه به استثنا كه به صورت قاعده‌مند و جريان‌ساز تحقق پذيرنخواهد شد.

تا ما چشم اندازى از سينماى ملى ترسيم نكنيم كه درآن همه اجزاء ومناسبات آنها با يكديگربه وجهى متناسب با شرايط ويژه ما طراحى نشود و براين اساس شرايط موجودنقد نگردد ونقشه راهى براى حركت به سوى آينده و وصول به مقصدان چشم‌انداز ترسيم نشود ما درمقابل نظام رسانه‌اى حريفان جهانى همچنان درموضع انفعال و تقليد و واگذارى بازارها ومخاطبان ميمانيم واقدامات سلبى هم گره‌اى نجات بخش ازكارما بازنخواهد كرد.

بعد از نگاهى به وضعيت سرمايه‌گذارى وتوليد لازم است نگاهى وتاملى برنظام توزيع فيلم داشته باشيم و به بازشناسى وتعريف آن متناسب با شرايط ويژه سينماى ايران بپردازيم تا شايد درايجاد ذهنيت مشترك صنفى براى اصلاح نظام سينماى حرفه‌اى قدمى برداشته باشيم.

بدواً بايد پرسيد كه اصولاً چرا نهادهاى تهيه وتوليد فيلم ازسالن‌هاى نمايش جدا شدند و تدريجاً رابطه مستقيم خود را نيزبا اين سالن‌ها ازدست دادند و تدريجاً سروكله سازمان‌هاى توزيع بعنوان واسطه بين توليدكننده ونمايش دهنده پيداشد و نهايتاً اوضاع به تفوق وسلطه اين نهاد واسطه‌اى برهمه اجزاء سينما ازجمله سرمايه‌گذارى وتوليد و نمايش فيلم منجر گرديد و آنها را در قالب كمپاني‌ها به اصلى‌ترين سفارش دهندگان توليد فيلم وتعيين‌كننده‌ترين عامل در شكل‌يابىِ صورت ومحتوى آثار سينمائى بدل كرد؟

آنچه مسلم است از مهمترين موجبات بروز چنين وضعيتى افزايش توليدات،توسعه مخاطب وافزونىِ دائمى ظرفيت‌هاى نمايش بوده است.بديهى است كه مثلاً يك تهيه‌كننده امريكائى يا هندى كه نمايش فيلم اوتدريجاً توانست درصدها و گاهى هزاران و در مواردى ده‌ها هزارسالن سينما به نمايش درايد مشكل مي‌توانست هم كارتهيه وتوليد فيلم وهم اماده سازى هزاران كپى يا نسخه ازفيلم و هم تبليغات ونمايش وجمع‌آورى عوايد آنرا تنهائى به سرانجام برساند. اتخاذ روش‌هاى تبليغاتى مناسب كه انجام آن صدها نويسنده ونقاش وگرافيست ومتخصصان گوناگونِ وسائل ارتباط جمعى رامى طلبيد ومهمتر از آن ضرورت انتخاب هزاران سالن و زمان متناسب با نمايش هرفيلم،پيداست كه به ايجاد نهادهاى تازه‌اى منجرشد كه در گذر زمان وبه تناسب اقتضائات اقتصاد سياسى به ادغام دريكديگرواستحاله انگيزه‌ها و روش‌ها واهداف انجاميد و در اشكال نوين امروزى به سلطه كمپانى‌ها وسازمان‌هاى حزبى برهمه وجوه توليد وعرضه ونمايش ختم شد.

اينك اين وضعيت راحتى صرف نظر از شعار نه شرقى نه غربى انقلاب مقايسه كنيد باشرايط توليد وعرضه و نمايش فيلم درايران تامعلوم شود بى‌اعتنائى به شرايط و مختصات بومى چگونه باحاكم كردن چرخه هاى معيوب به زوال امكانات و استحاله مسيرفعاليت هاى انسانى منجرمي‌شود.

امار توليد فيلم درايران چقدراست؟ چه تعداد ازاين فيلم‌ها روانه اكران نمايش مي‌شوند؟ چه وجه تمايزى دركاراست؟ كپى‌هايى كه براى اكران هر فيلم در پايتخت وسراسركشور چاپ مي‌شود چه تعداد است؟ تعداد سالن‌هاى نمايش درهمه مملكت چقدراست؟ مالكيت اين سالن‌ها وتاثير آن بر شرايط نمايش ازچه قراراست؟ شرايط تبليغات براى معرفى وعرضه فيلم در پايتخت،مراكزاستان،شهرهاى بزرگ وشهرهاى كوچك چگونه است؟ و نهايتاً تعداد سالن‌هائى كه هر فيلم ايرانى درسراسرعمرخود موفق به نمايش درآنهامي‌شود چند فقره است؟

پاسخ به اين سؤال‌ها به وضوح نشان مى‌دهد كه هرگونه مقايسه بين وضعيت كنونى سينماى ايران با سايركشورهائى كه صاحب صنعت سينما هستند و از اين رهگذر الگوبردارى براى با صطلاح سازمان دهى نظام سرمايه گذارى و توليد و توزيع و نمايش فيلم درايران يا از بى‌خبرى سرچشمه ميگيرد و يا از نياتى كه ربطى به سينما و هنر و فرهنگ ومصالح عمومى ندارد وناظر به انگيزه‌هائى است كه در چهارچوب سوء‌استفاده‌هاى مالى وسياسى قابل تعريف هستند.

آمار فيلم‌هاى توليد شده در كشور ما كه ساليانه امكان توزيع درسالن‌هاى نمايش را پيدامي‌كنند بطورمتوسط حدوداً پنجاه، شصت فيلم است. تعداد سينماهاى موجود در همه مملكت حدود سيصد سالن است كه لااقل چهل درصد از تعداد سينماى قبل ازانقلاب -عليرغم بيش ازدوبرابرشدن جمعيت -كمتر است و حدود تقريباً شصت درصد از سالن‌ها فاقد استانداردهاى لازم براى پذيرائى از مخاطب و شرايط لازم براى نمايش فيلم هستند. تعداد متوسط كپى‌هاى چاپ شده براى نمايش سراسرى فيلم‌هاى ايرانى حدود بيست نسخه است كه بعضى از آنها نيز ظاهراً بيش از يكى دوبار شانس ورود به آپارات‌هاى سينما را پيدا نمي‌كنند. شرايط تبليغ ومعرفى غالب فيلم‌هاعلاوه برروش‌هاى عهدعتيق كه منحصربه چاپ پوستر و سردر و تبليغات مطبوعاتى است،نمايش نمونه تبليغاتىِ حدوداً سى ثانيه‌اى تلويزيونى است كه قيمت‌هاى آنها ربطى به درآمد و بنيه اقتصادى فيلم‌ها ندارد و غالباً با سخت‌گيرهايى مفرط در مميزى -كه با آسان‌گيرى درمميزى نمايش فيلم‌هاى خارجى درهمين كانال‌هاى تلويزيونى قابل مقايسه نيست- امكان نمايش ميابند. تبليغاتى كه با وفور استقبال مخاطبان از كانال‌هاى ماهواره‌اى خارجى كمتر ديده مي‌شوند و تقريبا درشهرستان‌ها كارائي خود را از دست داده‌اند؛ و اگرمردم درتهران با اندك تبليغات محيط شهرى-كه انهم قابل مقايسه با تبليغات بهره‌هاى بانكى ومحصولات وارداتى وانواع خوراك وپوشاك ومبلمان نيست-از حضور فيلم درسينماها با خبر مي‌شوند،در شهرستانها بدليل فقدان اين نوع تبليغات تقريباً اكثريت قريب به اتفاق مردم ازامد و شد فيلم‌ها به شهرخود باخبر نمي‌شوند و اگر ماهواره و بازارسياه فيلم خارجى مجال بدهد و در شهروندان آنجا هنوز تمايلى براى تماشاى فيلم ايرانى مانده باشد،مي‌توانند در پياده‌روى خيابان‌ها نمونه قاچاق ويدئوى "چندفيلم دريك نسخه "را خريدارى كنند و براى كپى كردن به همسايگان و دوست اشناهاى دور و نزديك خود نيز قرض بدهند.به اين ترتيب در ساليان اخير شهرستانها كه معمولاً فروشى دوسه برابرپايتخت داشتند مطابق امار توزيع‌كنندگان امكان تامين حتى نيمى ازفروش پايتخت را ندارند و گاه اين ميزان به يك چهارم ويك پنجم فروش پايتخت نيزكاهش مي‌يابد.عمق فاجعه نظام توزيع فيلم در ايران را مي‌توان ازطول عمر هر فيلم دربازار نمايش و تعداد اكران‌هائى كه دراين فرصت به دست مياورد نيزدريافت. باوركردنى نيست كه عمرمفيد فيلم‌ها در نمايش‌هاى سينمائى ازحدود ده سال به چندماه كاهش پيدا كرده وتعداد اكران ممكن هر فيلم درطول عمر بى‌مقدارخود حداكثربه شصت هفتاد نوبت نمايش ميرسد. معناى اين آمار كه البته هيج نوع امكان راستى آزمائى براى آن وجود ندارد اين است كه تقريباً هركپى فيلم ايرانى فقط شانس اكران شدن دردو، سه سالن را پيدا مي‌كند؛ و اين در احواليست كه همه كشورهاى همسايه و منطقه بازارهاى بالقوه‌اى هستند كه تاكنون نه دولت ونه نظام توزيع فيلم ايرانى قدمى براى دسترسى به آنها برنداشته است. به اين ترتيب بى راه نيست اگر نتيجه بگيريم كه اصولاً نظام توزيع فيلم درايران كارائى خود را از دست داده و با توجه به اينكه حدود صد و پنجاه سالن مصادره‌اى كشورتقريباً نظام توزيع خودگردان داخلى خود را دارند،اگر برنامه از هم پاشاندن گروه‌هاى سنتى نمايش فيلم درپايتخت به نتيجه نمي‌رسيد اساساً ديگر ضرورت وجودى دفاترتوزيع فيلم درايران منتفى بود؛در صورتيكه درحال حاضراصلى ترين كانون‌هاى تصميم‌گيرى و گردش مالى سينما را بايد در دفاتر توزيع فيلم جستجوگر. از ديگرنكات قابل توضيح درمورد درآمدهاى ناشى از توزيع فيلم كه غيرقابل مقايسه بودن شرايط سينماى ما را با هرجاى ديگرى ازجهان اشكار ميكند اين است كه معمولاً درهمه جا به نوعى مروت وانصاف وعدالت محلى ازاعتناء پيداكرده ونيروهاى ذوقى وتخصصى وخلاق سازنده هرفيلم سال‌هاى سال واغلب تا آخرعمر و بعدها وُراث آنها از نمايش هر فيلم درانواع واقسام بازارهاى نمايش-اعم ازسالن،نمايش خانگى،تلويزيون كابلى،كانال‌هاى ماهواره‌ى،شبكه هاى اينترنتى و.....-صاحب درامد مستمرمي‌شوند اما عمر درآمد فيلم‌هاى مادر مراكز توزيع فيلم‌هاى ايرانى حداكثر با دوسه صورتحساب هر دوماه يكبار براى ابد بسته مي‌شود؛ و چه بسادر اين ميان تهيه كنندگانى كه بعد ازتهيه ده‌ها اثرسينمائىِ كم وبيش ارزشمند و پرفروش همچنان براى گذران زندگى روزمره درگيروگرفتارند وضمن سرخ كردن صورت با سيلى درافق اينده حرفه‌اى خود نيز روزنه‌اى براى اطمينان واعتماد پيدا نمي‌كنند.

هِ-بازسازى نظام نمايش فيلم هاى سينمائى

حدود بيست سال قبل راقم اين سطور مقاله‌اى باعنوان"توسعه سالن‌ها،توسعه آنتن‌ها" نوشت و در روزنامه سلام منتشركرد كه در آن سؤال شده بود كه اگر در سال‌هاى پيش روسرو كله ماهواره‌ها درآسمان كشور پيدا شود و آنها با رساندن امواج خود به آنتن‌هاى خانگى درصدد ربودن مخاطبان داخلى ما برايند،آيا نتيجه توسعه بى‌امان آنتن‌ها بر بام خانه‌هاى سراسركشور،چيزى جزفرش قرمز پهن كردن براى اين امواج و يارى رساندن به فرستندگان آنها خواهد شد؟ و اگر توسعه آنتن‌ها امرى اجتناب ناپذيراست آيا نبايد به موازات آن با توسعه سالن‌ها وتقويت دانائى سينمائى و افزايش توليدات سمعى وبصرى به فكرمحافظت ازمخاطبان داخلى بود و با احداث خاكريزهاى تازه، دفاع از استقلال فرهنگى كشور را از نظر دور نداشت؟ افسوس كه در آن روزگار گوشى براى شنيدن وجود نداشت و يا اگر داشت پائى براى حركت و يا دستى براى اقدام دركارنبود؛ و گوئى همه چيز دست به دست هم ميداد تا آينده به زيان توليد كنندگان كالاهاى فرهنگى در داخل و به سود مهاجمان ماهواره‌اى و برپا كنندگان بازارسياه قاچاق فيلم وسارقان اثارداخلى رقم بخورد.

امروز كه نه تنها مخاطبان ايرانى كه همه فارسى زبانان منطقه در طوفان امواج ماهواره‌اى به تاراج مي‌روند،اگرهمچنان دست روى دست بگذاريم و از سروسامان دادن به نظام هنرى و رسانه‌اى كشورغفلت كنيم درآينده‌اى نه چندان دور آثار آن را تا اعماق روستاها و در سلوك فردى و جمعى نسل‌هاى ميانى وجوان خواهيم ديد و حتى به ضعف گرائيدن بلوك‌هاى سلطه ما را با به كاربستن روش‌هاى صرفاً سلبى و بى‌توجهى به اقدامات ايجابى به استحكام بنيان‌هاى استقلال نخواهد رساند.

اگر امروز جايگاه هنرسينما به عنوان هنرپايه در فعاليت‌هاى سمعى بصرى معلوم شده و ديگرتلقىِ تشريفاتى و تفريحى وتفننى آن به روزگارهاى سپرى شده پيوسته است؛ لازم است توسعه سريع ظرفيت‌هاى نمايشى درسراسركشور را جدى بگيريم وآن‌ها رابه عنوان پايگاه مصون از دستبرد سارقان وقاچاقچيان محصولات فرهنگى وحريمى امن ازتهاجمات ماهواره‌اى ارزيابى كنيم وبا زمينه سازى واقدامات لازم صنفى براى تقويت توليدات سينمائى وانواع محصولات سمعى بصرى، به فكر بازپس‌گيرى خاكريزهاى ازدست رفته و دفاع از فرهنگ كشور و مصونيت بخشى به نسل‌هاى حاضر و آتى باشيم.

و آنچه كه امروز به عنوان عاجل‌ترين اقدام بايد محل توجه واقع شود رسيدگى به ظرفيت‌هاى نمايشى درحال زوال موجود و خارج كردن آن‌ها از تلقى‌هاى ابزارى براى گرايشات سياسى واقتصادى است.

سالن‌هاى موجود نمايش دركشور بايد به شكلى بى‌قيد وشرط و با صرف هزينه براى بازسازى ومرمت وپرداخت انواع يارانه وتسهيلات، دراختياراهداف راهبردى امر فرهنگ قراربگيرند و ازحاكميت كج سليقه‌گى‌ها ونگرش‌هاى كوته نظرانه ومايل به منافع آنىِ مالى وسياسى بيرون بيايند.

آنچه مسلم است هدف هرنوع برنامه‌ريزى براى سينماى كشور بايد ناظر به جذب انبوه مخاطبان به سالن‌هاى نمايش وايجاد رونق در امر سالن‌دارى وجذب سرمايه‌هاى مردمى براى تاسيس سينماباشد؛اما اين امر الزاماً ازمسير توليد ونمايش فيلم‌هاى دم دستى و مقلد وكپى بردارنمي‌گذرد كه معمولاً به نياز جمعيت معدودى از مخاطبان پاسخ ميدهد و در درازمدت نيز چنانكه ميبينيم به دلزدگى طيف وسيع مخاطب و روى بردنشان به بازار سياه فيلم خارجى منجر گرديده است.

اگر قراراست مسيرتوليد ازتكرارِمحكوم به شكست كليشه‌هاى ملال‌آور تغيير كند و جريان فيلمسازى جرات روى آوردن به مضامين و تجربه‌هاى تازه در بيان سينمائى راپيداكند وحركت به سمت فعليت يافتن سينماى بومى وملّى شتاب بگيرد؛ بايد تحولى اساسى درنگرش مديريت سالن‌هاى مصادره‌اى ودولتى بوجودبيايد وصاحبان سالن‌هاى بخش خصوصى نيز با حمايت‌هاى مالى مدتى از دغدغه سود و زيان بياسايند تا تدريجاً امر سالن‌دارى درايران ازتوهم "سود درتكراركليشه‌هاست"بيرون بيايد و مديريت ظرفيت‌هاى نمايشى به ذهنيتى جوان وخوش قريحه متحول شود.


آنچه جامعه اصناف سينمائى درجهت اصلاح نظام نمايش و در اولين گام اجرائى بايد به آن همت گمارد،بى ترديد تلاش براى بازسازى گروه‌هاى نمايش ازهم پاشيده فيلم‌هاى ايرانى است. چيزى كه ميتواند از بازتوليد انحصار در نظام پخش فيلم جلوگيرى كند وتوزيع قدرت را در بين اين دفاتر از اشكال بخش نامه‌اى به صورت‌هاى طبيعى وخوجوش دراورد،همين تشكيل دوباره گروه‌هاى نمايشى با سرگروهى اقلاً سه سالن است كه به توليدكنندگان امنيت خاطرمي‌بخشدواز تسليم انها به سفارشات محافظه‌كارانه سالن سالارانه مي‌كاهد وازتسليم بى قيد وشرط آنها به مناسبات مبتنى برزدوبندجلوگيرى مي‌كند.


نظام نمايش فيلم كه سرنوشت نهائى توليدات سينمائى كشور را معلوم مي‌كند وتعين كننده‌ترين تاثير را در چرخه اقتصادى سينما دارد،مهمترين حلقه از زنجيره سرمايه‌گذارى،توليد،توزيع ونمايش صنعت سينماست.چراكه چگونگى روياروئى با هر اثر نهايتاً درگرو نحوه اختصاص وتوزيع ظرفيت‌هاى نمايشى براى ان اثر و زمان واكران ومدت نمايش ان است.اگرچه مقدم برنمايش هرفيلم نحوه تبليغ ومعرفى ان اثر امرى سرنوشت سازاست؛اما طراحى يك نظام نمايش كارشناسانه كه ملتزم به منافع ملى سينماى كشورباشد وهرگز درچشم‌اندازان نمايش محصولات وارداتى به ارائه توليدات داخلى ارجحيت پيدانكند فقط باهمت جامعه اصناف و پيگيرى وانسجام همه اعضاء صنوف ممكن مي‌شود.واين نكته‌اى نيست كه ازچشم‌گردانندگان بازارسياه قاچاق فيلم‌هاى خارجى وسارقان فيلم‌هاى داخلى يعنى اصلى‌ترين همدستان كسانى كه درپى سلطه دوباره واردات برنظام نمايش سينماى كشورهستند پنهان بماند و به حداكثر صف‌آرائى وكار شكنى عوامل آنها دامن نزند.

البته واضح است كه اگر رشد ظرفيت‌هاى نمايشى درسى سال گذشته متناسب با رشد جمعيت صورت گرفته بود-وبه دورازانواع بازارسياه- درمحله‌ها ومنطقه‌هاى مختلف شهرهاى كوچك وبزرگ امكان دسترسى مخاطبان به سالن و فيلم‌هاى مورد علاقه‌شان فراهم بود،ضرورتى براى دخالت جامعه اصناف سينمائى درطراحى نظام نمايشى به وجودنمي‌آمد و با اصلاح نظام اموزشى و كارگاهىِ هنرسينما و اعتلاء سليقه ومهارت درفضاى فرهنگى كشور،جريان توليد فيلم به خودى خود از بازتوليد كليشه‌ها رهائى مى جُست و نظام نمايش فيلم به دليل فراوانى سالن‌ها به شكلى خودجوش با مصالح سينماى ملى هماهنگ مي‌شد و براى نمايش فيلم‌هاى برگزيده خارجى وايجاد رقابت با توليد داخلى نيزمجال لازم فراهم مي‌امد؛ ولى ماداميكه سينماى كشورگرفتار تنگنا ومضيقه درظرفيت‌هاى نمايش است،جامعه اصناف سينمائى ناگزيراست كه عليرغم همه صف‌ آرائى‌ها و كارشكنى‌ها وتهمت‌ها قدمى فراتراز نظارت برداشته و با اتكاء به حمايت يكپارچه توليدكنندگان داخلى به دخالت در سامان بخشى نظام نمايش فيلم‌هاى سينمائى پرداخته و از بروزانحصار، اغتشاش و نفوذ وتخريب جرياناتى كه عليرغم توجيهات ظاهرى نهايتاً واردات فيلم را چه رسمى وچه غيررسمى به توليد داخلى ترجيح ميدهند جلوگيرى كند.

و-تنظيم مناسبات با نهادهاى اثرگذار برسينما

وزارت ارشاد،تلويزيون،حوزه انديشه و هنراسلامى،شهردارى‌ها، روابط عمومى وزارتخانه‌ها، آموزش وپرورش،بنيادمستضعفان،بنياد پانزده خرداد ونهادهاى انتظامى وقضائى وامنيتى كه كم وبيش با جريان سرمايه‌گذارى،توليد،توزيع وتبليغات وسينمادارى درسينما ارتباط دارند بايد جايگاه ونحوه تعاملشان با سينما درچشم اندازى كه وضعيت عمومى سينما را ترسيم مي‌كند تعريف،تعين وتنظيم شود.

تقويت نظام هنرى و رسانه‌اى كشور و حركت آن به سمت رونق و باز پس‌گيرى بازارهاى ازدست رفته وبه دست اوردن ابتكارعمل در فضاى سمعى وبصرى داخلى وهمچنين حوزه كشورهاى فارسى زبان منطقه،بدون هماهنگى بين همه نهادهاى اثرگذار در وضعيت عمومى سينماى كشور امرى دشوار و بلكه ناشدنى است.جامعه اصناف سينمائى همگى بايد مسائل و مشكلات و نيازهاى خود را در زمينه اين روابط بازشناسى وتعريف وتدوين كنند و با چاره انديشى وجستجوى راه حل وپيشنهاداتِ گره گشا زمينه‌هاى مذاكره مسؤلين صنفى را با مسؤلين دولتى فراهم كرده وامكان رسيدن به توافقاتى كلان ودرعين حال ناظربه گره‌گشائى از مناسبات هريك از اصناف را با نهادهاى مربوطه فراهم كنند.

ز- وحدت و پرهيز از مناقشات و دار و دسته بازيهاى سياسى

اگر آب ريختن به اسياب مهاجمان ماهواره‌اى وپوشش دادن به قاچاقچيان ويدئوئى وحمايت ازسارقان آثار سينمايى را خيانتى نابخشودنى به كشوروضرباتى مهلك به استتقلال فرهنگى تلقى مي‌كنيم و براين باوريم كه فروپاشى تاريخىِ سينماهاى ملى درهمه كشورهاى همسايه ومنطقه وشمال افريقا برنامه‌اى استعمارى بوده كه از طريق تقويت حكومت‌هاى وابسته و مستبد به تحقق پيوسته و اينك درشرايط بيدارى وقيام ملت‌ها، ما نيز بايد به بسيج همه نيروها براى جان بخشيدن به سينماى بومى و ملى بپردازيم وبا تقويت ساختارهاى فراگيرتخصصى اصناف زمينه‌هاى واقعى مشاركت آنها را در قالب جامعه اصناف سينمائى فراهم كنيم وبا پرپائى يك نظام سينمائى مستقل وموفق بمثابه الگوبه يارى انها نيز بشتابيم،درانصورت هر گونه گروه‌گرائى و دارودسته بازى سياسى ومالى در بين مسؤلين صنفى و دولتى و دامن زدن به مناقشات و اختلافات چيزى جزهمكارى آشكار براى زمين زدن سينماى ايران ومسلط كردن هرچه بيشتر واردات رسمى وغيررسمى برفضاى فرهنگى كشور نيست.

تمركز بر محورهاى عينى وعملىِ مسائل ومشكلات سينماى كشور كه به تفصيل شرح آنها رفت و در خاتمه نيز به فهرستى گذرا از آنها اشاره خواهد شد؛محمل‌هائى واضح واشكار براى همكارى‌هاى سازنده هستند كه طفره رفتن از آنها وادامه دادن به زدوخوردهاى حيدرى نعمتى وهمچنان غوطه خوردن درموضوعات حاشيه‌اى حكايت‌گر انگيزه‌ها ونياتى هستند كه به همه چيزارتباط پيدامي‌كند جزمصالح فرهنگ عمومى وسينماى ملّى!

١-شناسائى كارشناختىِ دلايل ناامنى سرمايه درسينماى ايران و زمينه سازى براى ورود نقدينه‌گى‌هاى سرگردان مردمى به سينما و سروسامان دادن به ورود سرمايه‌هائى كه از مجارى گوناگون و با سفارش‌هاى مختلف وارد سينما مي‌شوند وهيچگونه التزامى به هنر و فرهنگ واقتضائات سينماى ملى ندارند.

٢-جلوگيرى از اغتشاش درامرتوليد وتاثيرگذارى‌هاى سوء برمناسبات توليد وهزينه تمام شده و تعريف وتعيين متغيرهاى اثرگذار بر معادله هزينه، دستمزد و سود

٣-بازسازى فناورى‌ها وتجهيز فنى و ابزارى دفاترتوليد به قصد ارتقاء استانداردهاى صوتى وتصويرى آثار سينمائى

٤-گسترش ونوسازى شيوه‌هاى تبليغات مقرون بصرفه براى معرفى انواع فيلم به انواع مخاطب وطراحى شيوه‌هاى تازه براى جذب مخاطبان مخصوصاً در مراكز استان،شهرهاى بزرگ وشهرستان‌ها

٥-تاسيس يك نظام اطلاع رسانى به روز براى نظارت بر گيشه‌هاى فروش بليط و گردش كپى‌هاى هر فيلم در سطح كشور و چگونگى گردش سرمايه و توزيع درآمدها درسينماى ملى و فراهم آوردن امكان دستيابى دست اندركاران وعلاقمندان سينما به اطلاعات شفاف و ضرورى درنظام سرمايه گذارى وتوليد وتوزيع ونمايش فيلم‌هاى سينمائى

٦-احياء "رايت‌ها"وحقوق نمايش و بازارهاى فيلم‌هاى سينمائى

٧-مبارزه بى‌امان با نمايش‌هاى غيرقانونى و سرقت و قاچاق و تكثير و توزيع فيلم ايرانى در بازارهاى سياه گسترده دركشور و جلب همكارى نهادهاى قضائى، انتظامى وامنيتى

٨-بازگرداندن گروه‌هاى نمايشى به فيلم‌هاى ايرانى در پايتخت با سرگروهى سه سالن نمايش وتامين تسهيلات لازم براى سالن‌ها به قصد جلوگيرى از زيان مالى انها چه دربخش خصوصى وچه دربخش دولتى و به اين ترتيب تامين خودجوش موجبات تقسيم قدرت دربين دفاترتوزيع

٩-تسريع مرمت و بازسازى سالن‌هاى موجود نمايشى و تغيير ذهنيت‌هائى كه در كمين تصاحب و تغيير كاربردى سالن‌ها به قصد تبديل آن‌ها به پاساژ و مراكزخريد و امثالهم هستند

١٠-جلب همكارى نظام بانكى و بيمه براى اختصاص تسهيلات و وام كم بهره به توليد كننندگان سينماى وجلوگيرى اززيان وبروز ورشكستگى درميان توليدكنندگان تا رسيدن سينماى ملى به استانه رونق ودستيابى به بازارامن وقاعده‌مند كالاهاى فرهنگى

١١-تلاش براى گسترش بازارسينماى ايران دركشورهاى همسايه ومنطقه و زمينه‌سازى براى ورود به بازارهاى جهانى

١٢-جلب همكارى مستمر خبرنگاران،روزنامه نگاران،مطبوعات، روابط عمومىِ وزارتخانه‌ها و نهادهاى انتظامى و قضائى و مددكارى اجتماعى براى دستيابى به فهرستى به روز و نوشونده ازموضوعات ومسائل ومعضلات جارى و مبتلا به فردى و اجتماعى مردم به عنوان دستمايه‌هاى موضوعى كه مي‌تواند به غناى فيلمنامه‌ها و افزايش استقبال مخاطبان و توسعه درك متقابل اقشار و طبقات و اقوام گوناگون مردم ايران وارتقاء وفاق اجتماعى و ملى مدد برساند.

بى‌ترديد همكاران وكارشناسان ميتوانند با نقد اين نوشته برغناى اين فهرست و اصلاح ذهنيت و دقت زاويه ديد وتصحيح تحليل‌ها وتكميل راه‌حل‌هاى درج شده در اين مطلب بيافزايند و راه سينماى ما را براى دستيابى به چشم‌اندازى از سينماى ملى و نقد وضع موجود و ترسيم نقشه راه براى وصول به وضعيت درخور هموار كنند.

آنچه در درجه اول اهميت است اميد از دست ننهادن و تفكرانتقادى وتخيل خلاق به قصد رسيدن به روزگارى روشن‌تر براى نسل‌هاى آينده است.

دريغ از فرصت و وقت و توان جامعه اصناف سينمائى كشور كه دركشانده شدن به حواشى وكشمكش‌هاى بيهوده تلف مي‌شود.»

افزودن نظر

کد امنیتی
تصویر جدید

جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط گروه نرم افزاری جوملا
حامی پروژه ملی جوملا فارسی شرکت نوید ایرانیان